چکهای بنّا و پیمانکار،
دیگه یادت نمیره.
مصالحفروشی یعنی چکِ مدتدار، نسیهی پیمانکار و فاکتورِ سیمان و آهن. حسابیار همه را با یک پیام نگه میدارد و صبحِ روزِ سررسید خبرت میکند.
آشناست؟
با جملههای خودت امتحانش کن
یه جمله بنویس، مثلِ وقتی به شاگردت پیام میدی. ببین حسابیار چی ثبت میکنه. (چیزی ذخیره نمیشه.)
چیزهایی که مصالحفروشها بیشتر لازم دارند
یادآوریِ سررسیدِ چک
صبحِ همان روز پیام میگیری؛ اگر پاس نشد هم یادت میماند.
دفترِ نسیهی پیمانکارها
ماندهی هر نفر، با تاریخ و توضیح.
فاکتورِ PDF با لوگو
با یک جمله؛ همانجا برای مشتری بفرست.
نگرانی داری؟
«میترسم اشتباه ثبت کنه.»
قبل از ثبت همهچیز را نشانت میدهد تا تأیید کنی؛ مبلغِ مبهم را میپرسد «هزار یا میلیون؟». هر دستهای را درست کنی، دفعهی بعد خودش درست میگذارد.
«اطلاعاتِ مالیم لو نره؟»
دفترِ هر کسبوکار جداست و با کسی به اشتراک گذاشته نمیشود؛ حتی حسابدار فقط با اجازهی خودت میبیند و هر وقت بخواهی قطعش میکنی. نسخهی پشتیبان و خروجیِ اکسل هم همیشه داری.
«حوصلهی نرمافزار یاد گرفتن ندارم.»
یاد گرفتنی در کار نیست؛ همانطور که به شاگردت پیام میدهی، به حسابیار پیام بده.
«تلگرام فیلتره.»
حسابیار روی بله هم هست — بدونِ فیلترشکن — و نسخهی وب هم دارد.
«حسابدارم چی میشه؟»
حسابدارت با «دفترِ حسابداری» دفترت را (با اجازهی تو) آنلاین میبیند؛ دیگر لازم نیست آخرِ ماه کیسهی رسید ببری.