حسابیار برای پخش و عمده‌فروشی

ده‌ها مشتری، صدها فاکتور،
یه حسابِ مرتب.

در پخش، سود لای طلب‌های وصول‌نشده گم می‌شود. حسابیار طلبِ هر مغازه را نگه می‌دارد، فاکتور می‌زند و آخرِ ماه می‌گوید واقعاً چقدر سود کرده‌ای.

آشناست؟

«کدوم مغازه‌ها بیش از یه ماهه پول ندادن؟»
«ویزیتورم چی فروخت و چقدر نقد گرفت؟»
«فروش زیاده ولی آخرِ ماه پولی نمی‌مونه.»

با جمله‌های خودت امتحانش کن

یه جمله بنویس، مثلِ وقتی به شاگردت پیام می‌دی. ببین حسابیار چی ثبت می‌کنه. (چیزی ذخیره نمی‌شه.)

چیزهایی که پخش و عمده‌فروش‌ها بیشتر لازم دارند

👥

شعبه و همکار

ویزیتور و شاگرد هم ثبت می‌کنند؛ همه در یک حساب جمع می‌شود.

📊

سود و زیانِ واقعی

فروش منهای هزینه‌ها، هر شب و آخرِ ماه.

⏰

طلب‌های معوق

فهرستِ کسانی که دیر کرده‌اند، با مانده‌ی هر کدام و یادآوریِ سررسید.

نگرانی داری؟

«می‌ترسم اشتباه ثبت کنه.»

قبل از ثبت همه‌چیز را نشانت می‌دهد تا تأیید کنی؛ مبلغِ مبهم را می‌پرسد «هزار یا میلیون؟». هر دسته‌ای را درست کنی، دفعه‌ی بعد خودش درست می‌گذارد.

«اطلاعاتِ مالی‌م لو نره؟»

دفترِ هر کسب‌وکار جداست و با کسی به اشتراک گذاشته نمی‌شود؛ حتی حسابدار فقط با اجازه‌ی خودت می‌بیند و هر وقت بخواهی قطعش می‌کنی. نسخه‌ی پشتیبان و خروجیِ اکسل هم همیشه داری.

«حوصله‌ی نرم‌افزار یاد گرفتن ندارم.»

یاد گرفتنی در کار نیست؛ همان‌طور که به شاگردت پیام می‌دهی، به حسابیار پیام بده.

«تلگرام فیلتره.»

حسابیار روی بله هم هست — بدونِ فیلترشکن — و نسخه‌ی وب هم دارد.

«حسابدارم چی می‌شه؟»

حسابدارت با «دفترِ حسابداری» دفترت را (با اجازه‌ی تو) آنلاین می‌بیند؛ دیگر لازم نیست آخرِ ماه کیسه‌ی رسید ببری.